تا که یک سال دیگه پیر بشی

می گویم: ببین دوست داشتن تاوان دارد... انسان بودن تاوان دارد... هنر تاوان دارد... اگر من نخواهم این بازی را در جایی تغییر بدهم اگر ما نخواهیم تغییر بدهیم پس کجا باید تغییر کند؟ می گویم: می دانم که بارها سر همین نظریاتم به گا رفته ام و می دانم که بارها سر این نظریاتم به گا خواهم رفت اما مگر «تبار خونی گل ها ما را به زیستن متعهّد نکرده است؟» مگر هدف ادبیات جز «انسان» چیز دیگری است؟ باید حواسمان باشد که این «انسان را رعایت کنیم... عشق را رعایت کنیم... » حتی اگر به قیمت به گا رفتن ابدی باشد...

 

این روزها ساعت 10 شب که می شود می زنم شبکه ی AAA Family و فیلم های سینمایی اش را نگاه می کنم. بعد صبر می کنم 4 صبح که می شود فیلم بعدی را می بینم. در همین چند هفته ی پیش کلی فیلم قابل قبول داد. از اولد بوی و مکعب و fall و سقوط هیتلر تا همین دیشب 4 صبح که با «محمد» نشستیم و فیلم «پروژه جادوگر بلر» را دیدیم که در عین بی محتوایی و کس شعرِ ترسناک بودن اما در زمان خودش ژانر جدیدی از فیلم های ترسناک را آغاز کرد که از مطرح ترین هایشان می توان به پارانرمال اکتیویتی اشاره کرد. چند روز پیش هم فیلم فرانسوی «لباس غواصی و پروانه» را در همین شبکه دیدم که کار دوست داشتنی و قابل تاملی مخصوصا در بین آثار اقتباسی بود. در هر صورت پیشنهاد می کنم این شبکه (فقط بخش فیلمش را) جدی بگیرید.

 

خیلی از دوستان در طول هفته سوال می کردند که چگونه به کار «بی میلی» در رای گیری «مهر ماه» رادیوفردا رای بدهند. در واقع شما می توانید از هر سه روش زیر اقدام کنید:

1- رفتن به لینک زیر در فیس بوک و لایک زدن برای عکس:

لینک عکس در فیس بوک

2- ایمیل زدن و رای دادن به کار «بی میلی با صدای امیر عظیمی» (موزیک شماره ی 3): Music@radiofarda.com

3- فرستادن اس ام اس برای برنامه به شماره ی زیر:

00420603874150

4- تماس با شماره های زیر و گذاشتن پیام صوتی:

00420221124113

00420221124114

00420221122112

امیدوارم این کار نیز مانند موزیک «خسته» هر سه ماه متوالی بر صدر موزیک های رادیو فردا بدرخشد.

 

اما از هرچه بگذریم به داستان تولد می رسیم:

برای من این تولد با تمام اذیت هایی که این چند روز شدم (و البته تشکر می کنم از زحمات شبانه روزی دوست خوبمان «عسل») یک معنای بسیار زیبا داشت:

خیلی از آدم هایی که با هم مشکل داشتند در کنار هم آمدند و دو ساعت را در کنار من بودند. و این یعنی دوستی و عشق که تنها فایده ی این مناسبت هاست.

خیلی از بزرگان و سرورانم برای روز تولدم شعر گفتند و در وبلاگ هایشان و در فیس بوک گذاشتند. من شرمنده ی این دوستان هستم از الهام میزبان و وحید نجفی و اشرف گیلانی و فرهاد محمودوند و لنا گودرزی و... تا دوستان جوان تری که لطف کردند و شعرهایی برای من سرودند و می ترسم اگر شروع به نام بردن کنم عده ای از قلم بیفتند و برای همیشه شرمنده شوم.

فرناز فرید عزیز ترانه ای زیبا گفت و شاهین عزیزم با وجود بیماری آن را خواند و در شب تولدم منتشرش کردند که می توانید از اینجا دانلودش کنید:

شاعر ناتمام

خیلی از مهربانانم در اس ام اس ها، زنگ ها، مسیج ها، کامنت ها و مهم تر از همه پست های فیس بوکشان به من اظهار لطف کردند و متن هایی نوشتند که حتی با یادآوری شان چشم هایم پر از اشک می شود...

می خواستم بگویم که عاشقتان بودم، هستم و تا ابد خواهم ماند...

 

با «محمد» نشسته ایم و بحث می کنیم. درباره ی اینکه چقدر دلمان می خواهد یک خرده و فقط یک خرده در این مملکت آزادی بیشتر شود. آن وقت حاضریم خودمان را در خانه حصر کنیم و جز برای کارگاه بیرون نیاییم و فقط و فقط به ادبیات و هنر خدمت کنیم. با «فاطمه» نشسته ایم و بحث می کنیم. آرامش مردم سوئد را دوست دارد اما به ایران برگشته چون دلش، چون قسمت بزرگی از روحش اینجاست و می خواهد اینجا را جای بهتری برای زندگی کند. «کیوان» امروز و فردا از اسپانیا برمی گردد. کیوان می گوید هنرمندی که دردهایش را جا بگذارد دیگر نمی تواند شاهکار خلق کند. می گوید زنده است که روایت کند... «مهناز» شش سال را جوری می گوید که انگار دارد درباره ی یک جلسه ی کوتاه صحبت می کند. به دادگاه تجدید نظر دلخوش است و اینکه باید بماند و چیزهایی را بسازد... اسامی ما دیوانه ها زیاد است... کاش دنیا جای بهتری برای دیوانه ها بود...

 

متاسفانه سوءاستفاده از نام من در جلسات و حتی اینترنت فراوان شده است. همین چند هفته پیش اس ام اسی به دست بسیاری از شاعران رسید دقیقا با این مضمون:

«انجمن شعر قم برگزار می کند: سلسله نشست های ریشه ها و اندیشه ها: 1- مدرنیسم و پست مدرنیسم. با حضور سید مهدی موسوی»

بعد بسیاری از طرفداران من بی خبر از همه جا می روند در جلسه و می بینند یک آقای سید مهدی موسوی آمده و در مورد پست مدرنیسم حرف می زند! مثل این می ماند که من یک نفر را با نام بهرام رادان پیدا کنم و تابلو بزنم که سخنرانی در مورد سینمای امروز ایران! بعد مردم ببینند یک بهرام رادان دیگر است!!

دقیقا همین کار را در سال 88 هم کردند و در روزهایی که ما مشغول کتک خوردن بودیم آقایی به نام «سید مهدی موسوی» را به یک مراسم افطاری بردند تا شعر بخواند و فردا روزنامه هاشان خبر را درج کنند که سید مهدی موسوی هم شعری در وصف و مدح فلانی خواند.

خواهش می کنم وقتی چنین مواردی را می بینید که در وبلاگ و فیس بوک من تایید نشده است حتما از من جویا شوید. واقعا غمگین می شوم وقتی همین پنج، شش سال قبل شنیدم که دختری شهرستانی به تهران آمده بود و آقایی با استفاده از نام من با او ارتباط جنسی برقرار کرده بود. آن ارتباط جنسی اهمیتی ندارد مهم آن اثری است که بر روح و روان دختری می ماند که احساس فریب خوردگی و سوءاستفاده دارد. موبایل و مسیج های فیس بوک من همیشه آماده ی برطرف کردن سوءتفاهمات و پاسخ به سوالات شما هستند.

 

چند عکس می گذارم از جشن تولد. عکسی که آنهمه دوست خوب و عاشق در آن باشند در اختیار ندارم. پس به سه عکس از دوستان خوبم: محمد زمانی، میثم عربی و حسین راد بسنده می کنم:

 

مهدی موسوی

و

مهدی موسوی

و

مهدی موسوی

/ 62 نظر / 60 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خیابانی

آقا تولدتان مبارک. عجالتاً باید بگویم با این حرفتان که پروژه ی بلر ویچ فیلم بی محتوایی است مخالفم. البته شاید به اندازه ی فیلمهای ترسناکی از قبیل جیغ، جنگیر و بگذار وارد شوم فیلم تاویل پذیری نباشه ولی مثل اغلب آثار موفق ژانر وحشت به عنوان سندی جامعه شناسانه از مکان و زمان ساخت و اکران خودش ، فیلم بحث برانگیزیه.

سید مهدی موسوی

سلام. تکلیف من با این همه آدمی که برایم کامنت می گذراند، شماره می دهند، ایمیل می فرستند و... و من را با شما اشتباه می گیرند چیست؟ من تنها کاری که می کنم این است که آدرس وبلاگ شما را می دهم. من هم یکی از همان سید مهدی موسوی ها هستم که اگر یادتان باشد سال 88 روی وبلاگم کامنت گذاشتید که «دوستان این وبلاگ من نیست!». «بهرام رادان» در ایران تک است اما صدها «سید مهدی موسوی» در ایران داریم که بعضی هایشان شعر می گویند و بعضی هایشان مثل من داستان می نویسند. مشکل دوم اینکه «پست مدرنیسم» و «غزل پست مدرن» دو چیز هستند! فکر نمی کنم صحبت کردن در مورد «پست مدرنیسم» مشکلی داشته باشد. دورادور حال و احوال شما را از دوستان می پرسیم. به امید دیدار. [لبخند]

محمد

سلام پیام انجمن قم رو من ارسال کردم. کسانی که پیام براشون ارسال شد شاعران متعهدی هستند که اکثرا کارهای شمارو نمی پسندند. براشون سیدمهدی موسوی یعنی سیدمهدی موسوی قم...همون غزل سرای معروف...منکه می دونم میشناسیدش کاش شما هم در کلاسش شرکت کنید...براتون مفیده البته باید اول تشریف بیارید شهر مقدس قم.

زهرا رجایی

کامنت پایینی عاااااالیه به خصوص قسمت «کاش شما هم در کلاسش شرکت کنید...براتون مفیده» [نیشخند] واقعا انسان باید در چه سطحی از اعتماد به نفس قرار داشته باشه که در این کانتکست چنین جمله ای ازش صادر بشه

خانم متعجب!

خیلی جاها می گید دوست دارید بمیرید. من که اصلاً دوست ندارم بمیرم حال و حوصله جشن تولد گرفتن ندارم. چه جوریه که شما که دوست دارید بمیرید تولد می گیرید؟ دلتان خوشه ولی دروغ می گید؟

صنم

تولدتون رو هر چند کمی دیر شده تبریک ومیگم آقای موسوی عزیز[گل]

ktvd

جناب اقای سید مهدی موسوی شاعر بسیار فرهیخته ای در قم هستند.اسمتون اسم خاصی که نیست بگید استفاده کردن!!!!!!ایران پره از این اسم و فامیل .مثالتون هم بجا نبود.بهرام رادان اسم خیلی خاص تریه....

صنم

بازم تولتون رو تبریک میگم...درضمن تصویر روی کیک که مربوط به کتاب پرنده کوچولو نه پرنده بود ...جلب توجه میکنه البته برای من تداعی گره روزها وخاطرات تلخیه اما پایدار باشید. [گل]

fateme

کاش دنیا جای بهتری برای دیوانه ها بود باز هم تولدتون مبارک

fateme

کاش دنیا جای بهتری برای دیوانه ها بود باز هم تولدتون مبارک