یک ترانه ی جدید از مهدی موسوی

زندگی تو این دنیا وحشتناکه و وحشتناک تر از اون اینه که کسی رو به وجود بیاریم و فکر کنیم که اون خوشبخت تر از ما میشه.

(توت فرنگی های وحشی/ اینگمار برگمان)

 

دوستانی که می خواهند یک ترانه ی منتشر نشده از من بخوانند می توانند به اینجا مراجعه کنند:

آخرین رویای ما

 

و باعث افتخار من است که در ویژه نامه ی «سیمین بهبهانی»، مطلبم در کنار عزیزانی مثل سیمین بهبهانی، داریوش اقبالی، عباس میلانی و... منتشر شده است. حتما روی مطلب کلیک کنید و این نوشته را کامل بخوانید:

غزلی که در خیابان با مردم راه می رود

 

و دوستانی که مطالب سایت شهرگان را دنبال می کنند می توانند پنج شعر مرا یکجا در کنار هم بخوانند. یکی از اشعار هم قبلا هرگز در جایی منتشر نشده است:

پنج شعر از سید مهدی موسوی

 

* * *

و اما یک ترانه ی خیلی جدید

که امیدوارم مثل همیشه دوستش داشته باشید:

 

می شه خوابید تا ابد، بی درد!

وسط ِ ساعتای دیواری

می شه یه روسری سبزُ فروخت

توو یه آهنگ کوچه بازاری

 

می شه کافکا رو خوند با عجله

می شه بحثُ به سمت مرگ کشید

می شه با یه کلاه کج، چپ شد!

توی ویلا، سیگار برگ کشید!

 

می شه خوابیده باشی با مریم

یه ترانه بسازی از سارا!

با فوتوشاپ توی شهرک غرب

عکس بندازی با چگوارا!!

 

می شه یادت بره غم مردم

می شه دل خوش کنی به این بازی

قبل ِ مرگ ِ هر آدم ِ معروف

بری باهاش عکس بندازی

 

توی اخبار، اسمتُ ببرن

یکهو گریه ت بگیره از شادی!

می شه با پول بیت و تلویزیون

یه موزیک ساخت واسه آزادی!!

 

می شه بازی کنیم با کلمه

می شه دردُ اسیر فلسفه کرد

می شه با دستمالِ گردن ِ تو

نعره ی نسل بعد رو خفه کرد

 

می شه رؤیای یه جوونُ خرید

بعد با پول اون مواد کشید

وقتی مردم توو کوچه می میرن

توی حمّوم رفت و داااد کشید!

 

می شه یه نسل سبزُ بفروشی

خون ما رو سس ِ کچاپ کنی!

می شه از گریه کردن ِ تهران

توو اروپا کتاب چاپ کنی

 

می شه خیلی چیزا رو گفت و نگفت

می شه یک عمر، پرده پوشی کرد

جنده بودن شرف داره وقتی

میشه با شعر، خودفروشی کرد

 

/ 91 نظر / 116 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مختار

آهان.

جنده بودن شرف داره وقتی ........................ حرفتون حقِّ استاد .اونی که می گه تو دنبال حاشیه ای همونه که از ضعیف ترین شاگردِ کارگاهِ تو کمتر کتاب خونده و کلاً باید برای حال و روزش گریه کرد.

هرو چوک

جنده بودن شرف داره وقتی ........................ حرفتون حقِّ استاد .اونی که می گه تو دنبال حاشیه ای همونه که از ضعیف ترین شاگردِ کارگاهِ تو کمتر کتاب خونده و کلاً باید برای حال و روزش گریه کرد.

حسین

کلاه کج ! ، خوابیده با مریم !، عکس با ادم معروف! ، بازی با کلمه!،دستمال گردن !،سیگار برگ . . . تمام این لغات و جمله ها منو یاد یه نفر میندازه . . . !

حسین

کلاه کج ! ، خوابیده با مریم !، عکس با ادم معروف! ، بازی با کلمه!،دستمال گردن !،سیگار برگ . . . تمام این لغات و جمله ها منو یاد یه نفر میندازه . . . !

کفتربانو

یاشاسین سید مهدی [قلب] بعدشم کی گفته شما بدترین بابای دنیایی؟!بابا به این پایه ای مگه بچه ها چی می خوان دیگه؟باباشون جنس درد رو می فهمه دیگه چی می خوان؟ خیلی دوست دارم ببینمتان روزی...کتابخانه قیصر امین پور و مهرآباد جنوبی هر کدام تا خانه ی ما 30 دقیقه یا40 بیشتر راه نیست اما حیف که در بیرجند لعنتی اسیرم...دانشگاه بیرجند لعنتی...

مصطفی

آقا ممیزی داشتااا :))

تراوش

سلام شعري كه در آن ادب نباشد اديبانه نيست شعر غير اديبانه زمان مصرف دارد بعد از آن زمان، جاش توي سطل زباله هاس سيد.

الهام

میشه وقتی از همه چیز و همه کس خسته ای بشینی شعرای مهدی موسوی بخونی و گریه کنی بلکه یکم آروم شی